ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هیچوقت سعی نکردم با حس سرکوبگرانه و لحن بد و توهین آمیز ترانه بنویسم ،
ولی گاهی وقتا ناخواسته با مسائلی روبه رو می شی که خودت و ذهنت رو به سمت این موضوعات و این لحن عصبانی(!!!) هُل می ده !
وقتی ببینی عزیزت زجر می کشه ؛ غصه می خوره ، با صدای لرزون باهات حرف می زنه ولی همچنان تظاهر به خوب بودن می کنه ، دلت ریش میشه ! اگه حتی ذره ای استعداد نوشتن داشته باشی ناخودآگاه می نویسی ...
این ترانه هم کاملآ ناخودآگاه نوشته شد ، همین الآن...
نفرین به کسایی که این روزها زندگی رو برات سخت کردن ،
به امید ِ دیدن ِ خنده ها و شادی هات ...
ولی گاهی وقتا ناخواسته با مسائلی روبه رو می شی که خودت و ذهنت رو به سمت این موضوعات و این لحن عصبانی(!!!) هُل می ده !
وقتی ببینی عزیزت زجر می کشه ؛ غصه می خوره ، با صدای لرزون باهات حرف می زنه ولی همچنان تظاهر به خوب بودن می کنه ، دلت ریش میشه ! اگه حتی ذره ای استعداد نوشتن داشته باشی ناخودآگاه می نویسی ...
این ترانه هم کاملآ ناخودآگاه نوشته شد ، همین الآن...
نفرین به کسایی که این روزها زندگی رو برات سخت کردن ،
به امید ِ دیدن ِ خنده ها و شادی هات ...
((ممنون می شم کامنت خصوصی نذارید تا بتونم جوابتون رو تو قسمت نظرات بدم))
مادر...
زیباترین شعر خدا ...چگونه تو را وصف کنم ؟
چگونه از تو بگویم ؟
من عاجزم از توصیف ِ تو
قلمم عاجز است از ستایش مهربانی های تو...
تو
...
تو
..
تو
...
آری همه چیز تویی
تو که بی هیچ چشمداشتی مرا صادقانه می خواهی و دوست می داری
دوستت دارم

......
روزت مبارک :)
ترانه های من >>
دوبیتی ها و تک بیتی ها >>
آردیبهشتِ من
نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ساعت 09:58 توسط ترنم
من آرامشُ باز تجربه کردم
تو شنبه ای که عطر ِ تو رو می داد!
به حدی به تو وابسته شدم که..
دلم هرلحظه بیشتر تو رو می خواد...
خدایا شکرت :)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتو شنبه ای که عطر ِ تو رو می داد!
به حدی به تو وابسته شدم که..
دلم هرلحظه بیشتر تو رو می خواد...
خدایا شکرت :)
از وقتی پیشمی دنیا قشنگتره
حرفات مثه نسیـــم دلم رو می بره
کنارت زندگی شده بهشت ِ من
چه دلبـــــــرانه شد اُردیبهشت ِ من
بگو که با منی روز ِ تولُدم
من با تو عاشق ِ این زندگـــــــی شدم
دست ِ تو دوره و قلب ِ تو پیشمه
تو خالــــــق ِ منی ،حس ِ تو ریشمه
...

دُرُست اون لحظه که دنیام ...سیاه و سرد و ساکت شد
نگاه ِ تو نجاتم داد...به من معجزه ثابت شد
پاهام حرکت نکرد دیگه...گذشتم از غم و دردَم
خودم رو با همه عشقم...تو آغوش ِ تو جا کردم
حواس ِ تو به چشمام بود...تو خوب نگامو فهمیدی
دلت پر زد اومد سمتم...ته ِ احساسمُ دیدی
تو با چشمات بهم گفتی...که "عشق تعبیر ِ ایثاره"
همین بودن کنار ِ من...یه دنیا دلخوشی داره
......
ترنم
91/1/1
91/1/1
تعطیلات به کامتون :)



