گاه با روزنه ای از امید
که از احساس ِ دلی سرشار است،
گاه با دیدن ِ یک لبخندش...
گاه با هرم ِ نگاه ِ گرمش...
او که از دیده ی دل ، دلدار است....
می شود عاشق بود
می شود باز به هرآنچه که هست ، دل خوش کرد...
و پر از "رویا" شد
می شود با امــــید
در دل ِ خوشبختی...
عاقبت پیدا شد
و خدا را بوسید از ته ِ دل
همچو پروانه ای که یک گل را...
می شود با "امید"
می شود با "رویا"
باز هم غوغا کرد...
می شود دل ها را...
بار دیگر با عشـــق
همچو دریاها کرد...
یک "امید" از ته ِ قلب
به دلم می گوید
که "خدا هست هنوز..."
میگی عاشقی و اما...
نمی تونی که بمونی!
مگه می شه باورت کرد؟!!!
جای من باش...
نمیتونی !
نمی تونی که بمونی!
مگه می شه باورت کرد؟!!!
جای من باش...
نمیتونی !
.
.
.
.
.
=================================================
توصیه میکنم که آلبوم "دلچسبیده ها"ی شهیار قنبری رو از دست ندید .
ترانه های زیبا و قوی شهیار ، آهنگ ها و فضای گیرا و خاصِ این آلبوم ، صدای گرم و مملو از احساس ترانه سرا... همه و همه باعث خلق چنین اثری شده که نمیشه از شنیدنش سیر شد .
با شنیدن تراک ِ "قدیس" میبینید که برای اولین بار کسی از واروژان گفت و خوند ...
چقدر عاشقانه و زیبا....
وارون عالیجناب ! عالیجناب ِ ناب
ترانه خانه رو... با زهیا (زهی ها) دریاب
تنهایی ، یکسره ، در قاب ِ پنجره
اینجا همه بی یار...همه از هم بیزار
...
با این مردمان ِ نا کوک..خوبه که نیستی در ف.ی.س.ب.و.ک !
چه زیباس که فن نداری ...شادا ! بادبزن نداری !
....
و یا ترانه ای که برای خودش ، برای شهیار سرود و عاشقانه خوند...
شهیار ...نام ِ کوچک ِ من زیباست
وقتی که در صدای تو بیدار میشود
وقتی که در هوای تو تکرار میشود
وقتی که بر لبان تو شهیار میشود...
نام ِ کوچکِ من زیباست...
و یا بغض و اشکی که تو تراک "غزلگردی" میون ِ دریا گم میشه...
بروم صد پله پایین با دریا گریه کنم...
کنج ِ صدف مرواریدوار بی صدا گریه کنم...
در غزلگردی های تو تا سمفونی ِ آبی
سوی مشکوک ِ سازها را یکجا گریه کنم...
و ترانه های دیگه ای که گفتن ازشون سخته ، باید شنیده بشن و درک بشن !
امیدوارم بعد از شنیدن ِ این آلبوم با من هم عقیده باشید.
تا بعد...
(13 دی ماه 1390)
ترانه های زیبا و قوی شهیار ، آهنگ ها و فضای گیرا و خاصِ این آلبوم ، صدای گرم و مملو از احساس ترانه سرا... همه و همه باعث خلق چنین اثری شده که نمیشه از شنیدنش سیر شد .
با شنیدن تراک ِ "قدیس" میبینید که برای اولین بار کسی از واروژان گفت و خوند ...
چقدر عاشقانه و زیبا....
وارون عالیجناب ! عالیجناب ِ ناب
ترانه خانه رو... با زهیا (زهی ها) دریاب
تنهایی ، یکسره ، در قاب ِ پنجره
اینجا همه بی یار...همه از هم بیزار
...
با این مردمان ِ نا کوک..خوبه که نیستی در ف.ی.س.ب.و.ک !
چه زیباس که فن نداری ...شادا ! بادبزن نداری !
....
و یا ترانه ای که برای خودش ، برای شهیار سرود و عاشقانه خوند...
شهیار ...نام ِ کوچک ِ من زیباست
وقتی که در صدای تو بیدار میشود
وقتی که در هوای تو تکرار میشود
وقتی که بر لبان تو شهیار میشود...
نام ِ کوچکِ من زیباست...
و یا بغض و اشکی که تو تراک "غزلگردی" میون ِ دریا گم میشه...
بروم صد پله پایین با دریا گریه کنم...
کنج ِ صدف مرواریدوار بی صدا گریه کنم...
در غزلگردی های تو تا سمفونی ِ آبی
سوی مشکوک ِ سازها را یکجا گریه کنم...
و ترانه های دیگه ای که گفتن ازشون سخته ، باید شنیده بشن و درک بشن !
امیدوارم بعد از شنیدن ِ این آلبوم با من هم عقیده باشید.
تا بعد...
(13 دی ماه 1390)
تو نم نم ِ بارونی رو ساحل ِ احساسم
از لطف ِ حضور ِ تو زیبایی رو می شناسم
وقتی که شرو(ع) می شی،از حادثه رد می شم
با اومدنت بازم،من عشقو بلد می شم
حک می کنی رو قلبم،احساستو هر لحظه
چشمای تو رو دیدن،آروم شدن ِ محضه
.
.
.
با من بگو از حست،از قلبی که میلرزه
دلبستن ِ تو کم نیست،قد ِ دنیا می ارزه
پ ن : چه زیبا بود آن لحظه که چشمهایت را به روی دنیا گشودی
و با یک لبخند به زندگی سلام گفتی :)
از لطف ِ حضور ِ تو زیبایی رو می شناسم
وقتی که شرو(ع) می شی،از حادثه رد می شم
با اومدنت بازم،من عشقو بلد می شم
حک می کنی رو قلبم،احساستو هر لحظه
چشمای تو رو دیدن،آروم شدن ِ محضه
.
.
.
با من بگو از حست،از قلبی که میلرزه
دلبستن ِ تو کم نیست،قد ِ دنیا می ارزه
پ ن : چه زیبا بود آن لحظه که چشمهایت را به روی دنیا گشودی
و با یک لبخند به زندگی سلام گفتی :)

رو شنای خیسِ ساحل...اسمتو نوشتم آروم
باز دلم به یادت افتاد...زیرِ این نم نمِ بارون
آرزوم بود که یه روزی...اینجا با تو هم قدم شم
رو همین سنگا بشینم...با نگاهت هم قسم شم
از خدا می خواستم اون روز...دریا عاشقانه باشه
موجا سمفونی بسازن...حرفِ ما ترانه باشه
.
.
.
روی ساحل پیشِ اسمت...چندتا نقطه چین می ذارم...
خیلی خسته م از زمونه...آخ دیگه تو رو ندارم
(شهریور90)
******************
شده کنار ساحل یا یه جای سرسبز قدم بزنید و هوس کنید بادبادک هوا کنید؟
اگه یکم شاعرانه فکر کنیم میبینیم که بادبادک ها هم میتونن عاشق بشن ، میتونن دلتنگ باشن ، میتونن گله کنن و ...

بخش هایی از یه ترانه بلند از زبونِ یه بادبادکِ عاشق:
رها شدم مثلِ یه بادبادک تو دستِ باد
دستِ تو بود که قلبمو به آسمونا داد
یه دنیا فاصله س حالا میونِ دستامون
سخته رسیدنم به تو، تمومه رویامون
.
.
حالا دیگه نخِ دلم به تو نمیرسه
تو آسمونم و صدام به تو نمیرسه
این فاصله غمِ بزرگی شد تو قلبِ من
(مرداد90)
اگه یکم شاعرانه فکر کنیم میبینیم که بادبادک ها هم میتونن عاشق بشن ، میتونن دلتنگ باشن ، میتونن گله کنن و ...

بخش هایی از یه ترانه بلند از زبونِ یه بادبادکِ عاشق:
رها شدم مثلِ یه بادبادک تو دستِ باد
دستِ تو بود که قلبمو به آسمونا داد
یه دنیا فاصله س حالا میونِ دستامون
سخته رسیدنم به تو، تمومه رویامون
.
.
حالا دیگه نخِ دلم به تو نمیرسه
تو آسمونم و صدام به تو نمیرسه
این فاصله غمِ بزرگی شد تو قلبِ من
شاید بازم دستای ما باهم یکی شدن...
.
.
.
.
(مرداد90)



