تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - دیوار
صفحه نخست
  ترانه های من >>  دیوار
نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور 1388 ساعت 18:53   توسط  ترنم

 

خدا خواسته من و تو باهم باشیم,تو نمیخوای؟

بی وفا مگه نگفتی كه تو هم منو میخوای؟

مگه تو نبودی كه همش از عشق حرف میزدی؟

حالا تو به آسونی بهم میگی: خیلی بدی؟

میبینی دنیا همش شكستنو خوب بلده

همیشه تو خوبی و منم میشم آدم بده

همیشه آخر خوشی ها یه عالمه غمه

رو چشای عاشقا بارون و اشك نم نمه

اولش عاشقی و به پای عشقت میسوزی

ولی آخرش فقط به رفتنش چشم میدوزی

تو میمونی و تمام عكسا و خاطره ها

كم كمك قد میكشن دیوارای فاصله ها

روی دیوار حتی یه روزنه هم نمیبینی

اون یه بن بسته و تو باید كنارش بشینی

حالا من كنار اون دیوار نشستم بی صدا

باورش سخته واسم كه ما شدیم از هم جدا

اشك میریزم واسه تو,واسه خودم,واسه همه

عمر عاشقی توی دنیای ما چقدر كمه !!!