تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - جدایی
صفحه نخست
  ترانه های من >>  جدایی
نوشته شده در سه شنبه 5 آبان 1388 ساعت 10:15   توسط  ترنم

 

ریشه ی احساسمو غرور تو شكسته

دوباره حسرت و غم توی دلم نشسته

دوباره سرد و خیسم از گریه ی شبونه

واسه جدایی بازم آوردی تو بهونه !

وقتی گفتی:"جدایی بهتربن انتخابه"

من باورت نكردم,گفتم حتما" یه خوابه

 

كاش باورم درست بود,كاش همه چیز یه خواب بود

كاش قصه ی جدایی فقط یجور سراب بود

 

اما تو رفتی و من با رفتنت پژمردم

دوست دارم هاتو من یكی یكی شمردم;

"یكی,دوتا,سه تا..." نه با دست نمیشه شمرد

اما دیگه چه فایده ؟ دلم با رفتنت مرد...

 

تو لحظه ی جدایی دوری رو گریه كردم

تموم احساسمو به چشمات هدیه كردم

گفتی ببخشم تو رو با همه ی بدیهات

باشه عزیزم برو,خدا همیشه همرات...

--------------------------------------------------------------

ممنونم از لطف همه ی دوستانی كه تنهایم نگذاشتند و عذرخواهی بابت تاخیر در حضور...!