تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - تقدیر
صفحه نخست
  ترانه های من >>  تقدیر
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر 1388 ساعت 16:30   توسط  ترنم

 

تو این تنهایی مبهم اسیرم

اسیر جاده های سرد تقدیر

یکی مثل یه سایه پا به پامه

یکی با حس و حالم هست درگیر

 

نمیدونم ازین رفتن چی میخوام

نمیدونم چرا گریه م گرفته

نمیخوام سرد و بی احساس باشم

هنوزم غصه از قلبم نرفته

.

.

.

.

بزار تو خاطرم با تو بمونم

حالا که دیگه از پیشم تو رفتی

به این دلتنگی و اشکای هرشب

دارم خو میکنم اما به سختی... 


مهربانی ها جای خود را به نامهربانی دادند و آرام آرام روزهای خوش به خاطره تبدیل شدند..

به قول سهراب " میان دو لحظه ی پوچ ,در آمد و رفتم ! "