تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - چه میدونی؟!
صفحه نخست
  ترانه های من >>  چه میدونی؟!
نوشته شده در دوشنبه 3 خرداد 1389 ساعت 20:24   توسط  ترنم


فضای بینمون سرده تو از گرمی چه میدونی

نگات خیره به او دوراس میگی بی من نمیتونی؟!!

شدم بازیچه تو دستات یه دلقک با دلی خسته

دلت با من چه بی رحمه

چقد با غصه همدسته!

 

مثه یه قاب عکسم که رو دیوار غمت جامه

بجز سردی و حسی پوچ تب غصه س که باهامه

یه بغض سرد و پنهونم میخوام ابری بشم بازم

من از چشمات نمیخونم

نگو که دردسرسازم!

 

تو خوابم آسمون من همیشه صاف و آبی بود

تو کنج قلب بی یارم فقط تکرار شادی بود

حالا مثل یه برج سست همه لرزید و ویرون شد

دلم از عاشقی برگشت

شکست و باز حیرون شد!

.

.

.


ترنم-بهار89



به قول مونا برزویی;

غمگینم

اما انگار یکی بهم گفته

"همین روزا یه اتفاق خوب می افته"


همین!