تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - گل بارون زده
صفحه نخست
  ترانه های من >>  گل بارون زده
نوشته شده در چهارشنبه 9 تیر 1389 ساعت 16:42   توسط  ترنم

نمیدونم چی شد که این ترانه رو نوشتم...شاید بخاطر یسری اتفاقات ناخوشایند...کسی چه میدونه؟شاید هم خوشایند!!! نمیدونم ....

امیدوارم قدر گل های بارون زده مون رو قبل از اینکه خیلی دیر بشه بدونیم.



گل بارون زده ی من دیگه طاقتش تموم شد
شاخه هاش خشکید و عمرش
 پای بی کسی حروم شد

گل بارون زده ی من خیلی وقت بود که می ترسید!
همیشه تو خواب و رویاش...
این روزای سردو می دید

خیلی وقتا کنج گلدون از زمونه گله می کرد
می دونست آخر می میره
واسه مرگش گریه می کرد

هیچکسی صداشو نشنید,کسی اشکاشو نمی دید
گل من از غصه پژمرد
نه که عابری اونو چید!

گل بارون زده ی من حالا کنج آسمونه
نه دچار دست سرده
نه گرفتار خزونه

حالا غم توی دلش نیست,همه اونجا مهربونن
دیگه بی کسیش تموم شد
اونجا قدرشو می دونن
اونجا قدرشو می دونن


این وسط من گُل ِ بارون زده بودم یا تو ؟!
نمیدونم ...