تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - درد و دل
صفحه نخست
  ترانه های من >>  درد و دل
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد 1388 ساعت 13:34   توسط  ترنم
tarannom-hayat

 
تو غربت چشای من یه عمره اشک دوریته
دلخوشی من یه نگاه , حتی نگاه زوریته

یه عمره بی قرارتم پر از صدای هق هقم
آخه من این دردو دلو جز تو به کی دیگه بگم؟

مدتیه ندیدمت دلم گرفته از فراق
حتی دیگه از راه دور نمیگیری ازم سراغ

شکایتی نیست بخدا فقط یه نوع حکایته
راستی همین حکایتم برای من نهایته

دوری تو واسم شده پر از صدای بی کسی
کاش یه روزی بیاد که تو به داد قلبم برسی

بیای و با نگات واسم عشقو روایت بکنی
نه اینکه از بودن من همش شکایت بکنی

میخوام بیای تا دل من یخورده آروم بگیره
یه عمره بی قرارته نکنه که بی تو بمیره !

بیا بگو تموم شده دیگه فراق و انتظار
بیا یه بار عاشقی رو خودت بیاد من بیار

آخه تو مهربونی و به حرف من گوش میکنی
کی گفته خواسته ی منو تو زود فراموش میکنی؟

تو زود میای من میدونم اینو تو چشمات میخونم
میای میگی :  تا آخرش به پای عشقت میمونم