تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - عاشقی کن از نو
صفحه نخست
  ترانه های من >>  عاشقی کن از نو
نوشته شده در سه شنبه 26 بهمن 1389 ساعت 20:27   توسط  ترنم

شاید نفهمیدی که من،بی اونکه تو چیزی بگی...
سپردمت دست خدا،که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور،شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم،خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو میخواد بریزه...دل بکن!
...

(ساحارا منادی)


================================================================

بخشهایی از یک ترانه ی نسبتآ بلند رو میذارم...
تنها توضیح اینکه زمان نگارش این ترانه برمیگرده به سال گذشته.




ازم هیچی نمونده بجز دل_ شکسته
یه قلب_ درب و داغون
با دوتا پای خسته
...

نه جاده بی گناهه ، نه زندگی سیاهه
طالع_ من بلند نیست
کوتاهه...مثل_ آهه!
...

بودن_ من یه مرگه، دستام همیشه سرده
دیگه زنده نمیشم
ببین عشقت چه کرده!
...

غما (غمها) همه سهم_ خاک، خاطره ها مال_ تو
من که زنده نمیشم
تو عاشقی کن از نو!