تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - هیچی!
صفحه نخست
  هیچی!
نوشته شده در یکشنبه 1 اسفند 1389 ساعت 19:27   توسط  ترنم

تو دنیایی که سهم_ تو از عشق  تنهایی و درده
"نبودن" عین_ تسکینه
حالا که...
چراغ_ رابطه  خاموش و سرده!

چه فایده بودن_ تو ،وقتی که هیچکس به فکرت نیست؟
نباشی بهتره انگار،
آره،
نباشی بهتره وقتی که حتی...
عشقت کنارت نیست!

تو از عشقت انقدر دوری
تنهایی بهت انقدر نزدیکه...
چه دنیای وارونه ایه!!! اتاق_ رفاقت مثه قبر تاریکه!

زجه می زنی ، می شکنی تو خودت
ولی هیچکس اینو نمی دونه!
تو زجر می کشی از غمت
داری غرق می شی تو خاطراتی که برات عین_ زندونه

چی می تونم بگم به تویی که دلت خونه؟
غصه نخور،
فقط...
اینو بدون که دل_ خیلیا مثل_ دلت داغونه داغونه...


==============================

این هم دو بیت از ترانه ای که شاید در پست بعدی متن کاملش رو قرار بدم:

دلت آشوبه می دونم، داری از غصه می میری
نمی تونی بگی خوبی، همش دلشوره می گیری

چه احساس_ بدی داری، تو خونه ات عین_ زندونه
چطور می شه رها باشی؟! یه عمره که دلت خونه!


...



پ ن ترانه: موضوعش به حال و هوای این روزای خیلیامون برمیگرده! امیدوارم متوجه منظورم شده باشید چون نمیشه بیشتر از این توضیح داد(!!!) .