تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - دلتنگی یک دوست!
صفحه نخست
  دلتنگی یک دوست!
نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند 1389 ساعت 13:21   توسط  ترنم

امشب خوبم
امشب دیگر در خیالم به كویت نرسیدم
امشب خوبم
امشب دیگر در نمازم اسمی از تو نبردم و
درپلک زدنهایم تصویر تورا ندیدم!
امشب آرام خوابیدم

آرام آرام

و باز هم تو را ندیدم
آه...
آسوده شدم
دیگر نبودنت آزاردهنده نیست

وهجوم خیالت مرا به عمق جان سپردن نمی رساند
امشب تنهایم

تنهای تنها...
خودم هستم و این قلم و كاغذ سفیدی كه هنوز هم سفید مانده
نه اینكه از درد دوری یارای نوشتنم نباشد

نه!
امشب دیگر اندوهی برای گفتن ندارم

گویی تمام حافظه ام پاک شده...
حالا دیگر تنهایم و آزاد
و این همان آرامشی است كه من ساده دل

در لحظه های با تو بودن در جستجویش بودم!


مریم

89/10/30



پ ن: این شعر توسط دوست عزیزم مریم نوشته شده،امیدوارم خوشتون بیاد.

نکته: قرار بود پست بعدی متن کامل ترانه ای که دوبیتش رو در پست قبل خوندید باشه ،هنوز سر قولم هستم!