تبلیغات
ترنـــــــــم حیـــــــاتــــــــــــ - مرگ خنده ها!
صفحه نخست
  ترانه های من >>  مرگ خنده ها!
نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد 1388 ساعت 19:46   توسط  ترنم

tarannom-hayat


میگن از شادی بگو , یکی بگه شادی کجاست؟
چرا چشم ما بازم شاهد مرگ خنده هاست؟

چرا این دنیا دیگه پر از غبار و غم شده؟
چرا دلخوشی میون آدمامون کم شده؟

یکی از صبح داره جون میکنه واسه نون شب
یکی هم تو رختخواب افتاده و میکنه تب!

دیگه هیچکی طعم شادی رو درست نمی چشه
خوشی بی دووم شده , به یه روزم نمی کشه!

دیگه حتی دلامون آهنی و سنگی شدن
عاشقام همه دیگه محکوم به دورنگی شدن!

همه جا جنگه و دشمنی ها بیداد میکنه
غم داره هممونو حسابی سیراب میکنه

دیگه دنیا شده مثل یه قفس ,مثل حصار
حق انتخاب نداره هیچکسی تو این دیار!

رو لبای هممون مهر سکوت زده شده
دیگه این دل از همه چی بخدا خسته شده

آره ,دل خسته شده باید به فکر چاره بود
نه اینکه نشست و باز منتظر اجازه بود!